خانه > خلاق ۳

خلاق ۳

نام و نام خانوادگی ملیحه یوسفی
میزان تحصیلات لیسانس
سابقه خدمت ۲۲ سال

 

کیانمهر امامی نیما انصاری علی تاجیک پارسا جام جمی محمد مهدی حسین پور
سیدامیر محمد حسین نژاد علی رضا خانحسین پور مهدی رضاپور فریدیان متین رییسی مهدی رییسی
محمد حسن زارع هدش حمید سروری محمد عماد شجاعی زاده حسن شفقی زاده علیرضا صالحی
آرمان صحافی پور سپهر طریحی محمد رضا عباسی محمد اشکان عصمتی محمد مهدی فرج زاده ها
فرسادحمدی سهیل قشقایی عرشیا قنبری سید علیرضا کثیریها محمد مهدی کریمی خواه
عرفان کریمی سبزوار محمد حسن محسنی نیما میرزا صفی محمد نوید نعیمی پارسا نوران
علی یعقوبی امیر حسین یوسفی

۴۲ نظر

  1. ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ،

    ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

    سپاست می گویم، تو را به اندازه تمام مهربانی هایت سپاس می گویم . ای نجات بخش

    آدمیان از ظلمت جهل و نادانی،ای لبخندت امید زندگی و غضبت مانع گمراهی تو را سپاس

    می گویم . این تویی که با دستان پر عطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان وجود می

    پرورانی و شهد شیرین دانش را به کام تشنگان می ریزی.

    یک دریا سپاس ارزانیتان باد

  2. معلما :
    به راستی آیا کلامی هست که تاب ثنای ایثار شما آسمانیان رابیاورد؟
    کدامین روز ، روز تو نیست وکدامین لحظه است که از شمیم تو سکرآور یا عطر آگین نباشد…

    به راستی آیا قلمی را می شناسید که با کلک خیال ، شکوه ایثار خاموش معلم را که در بستر رویش های مکرر آدمی و در تاریخ مکتوب بشریت هماره چون نگینی زرین درخشیده است به تصویر آورد؟

    آموزگار ارجمند سرکار خانم یوسفی بسیار عزیز

    ضمن گرامیداشت روز معلم به این وسیله از زحمات سرکار تقدیر وتشکر می نمایم وامید آن دارم که درسایه ی الطاف الهی همواره در سنگر خدمت به نوگلان این مرزو بوم وآینده سازان میهن عزیزمان استوار و سرافراز بمانید.

  3. همه می گویند : تجربه بهترین معلم در زندگی ست .

    اما برای ما ” داشتن معلمی مثل شما ” بهترین و شیرین ترین تجربه در زندگیست …

    معلم عزیزم روزت مبارک

  4. جلال‌الدین محمد بلخی در ۶ ربیع‌الاول (برابر با ۱۵ مهرماه) سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد.[۲] پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست. وی در عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می‌دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچم‌داران کلام و جدال با او مخالفت کردند. از جمله فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. سلطان‌العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ هجری قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچید و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد. روایت شده‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد. وی به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت و تا اواخر عمر آن‌جا بود و علاءالدین کیقباد پیکی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. مولانا در نوزده سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان‌العلما در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال‌الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.[۳۳]

    همه کردند رو به فرزندش که تویی در جمال مانندش
    شاه ما زین سپس تو خواهی بود از تو خواهیم جمله مایه و سود

    سید برهان‌الدین محقق ترمذی، مرید پاکدل پدر مولانا بود و نخستین کسی بود که مولانا را به وادی طریقت راهنمایی کرد. وی سفر کرد تا با مرشد خود، سلطان‌العلما در قونیه دیدار کند؛ اما وقتی که به قونیه رسید، متوجه شد که او جان باخته‌است. پس نزد مولانا رفت و بدو گفت: در باطن من علومی است که از پدرت به من رسیده. این معانی را از من بیاموز تا خلف صدق پدر شوی. مولانا نیز به دستور او به ریاضت پرداخت و نه سال با او همنشین بود تا اینکه برهان‌الدین جان باخت.

    بود در خدمتش به هم نه سال تا که شد مثل او به قال و به حال

  5. « سر کار خانم یوسفی »

    فرا رسیدن روز میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه را به شما تبریک عرض می کنم .

    خواندمت گل تا بدانی از همه گلها سری

    یک جهان گل دیدم اما تو چیز دیگری

    خوب میدانی چرا ؟ چون هم زنی هم مادری ………..! روزت مبارک.

  6. سلام معلم عزیز عید شما پیشاپیش مبارک سال خوبی داشته باشید

  7. آرامگاه بابا طاهر وی در شمال شهر همدان در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد[۵]. بنای مقبره باباطاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده‌است. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بوده‌است. در دوران حکومت رضاشاه پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده بود. درجریان این بازسازی لوح کاشی فیروزه‌ای رنگی مربوط به سده هفتم هجری به دست آمد که دارای کتیبه‌ای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. احداث بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی به همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغی انجام شده‌است. این بنای تاریخی طی شمار ۱۷۸۰ در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیده‌است. در اطراف بنای جدید فضای سبز وسیعی احداث شده است.[۶].
    برخی از بزرگان و ادیبانی که در جوار مزار باباطاهر آرمیده‌اند:
    محمد ابن عبدالعزیز از ادیبان سده ۳ هجری
    ابولفتح اسعد از فقیهان سده ۶
    میرزا علی نقی کوثر از دانشمندان سده ۱۳ و مفتون همدانی از شاعران سده ۱۴

  8. مسجدشیخ لطف الله یکی ازمسجدهای تاریخی بامعماری بسیار زیبادرشهراصفهان است که به دستورشاه عباس اول صفوی درقرن ۱۱هجری برای تجلیل ازمقام شیخ وتدریس ونمازگزاری وی احداث شده است.شیخ لطف الله ا زعلمای شیعی مذهب لبنان وفرزندشیخ عبدالکریم بوده است این مسجددرضلع شرقی میدان نقش جهان ومقابل عالی قاپوواقع شده است
    این مسجددارای صحن نیست ومناره نیزندارد.وسعت چندانی هم ندارددرحقیقت نمازخانه ای کوچک است.ساخت ان ۱۸سال طول کشیده ومعماروبنای مسجد استادمحمد رضااصفهانی بوده است.تزیینات کاشی کاری ان درداخل ازازاره هابه بالاهمه ازکاشی های معرق پوشیده شده است.سال اتمام بنای مسجدونام استادسازنده ی ان درداخل محراب معرق نفیس به خط نستعلیق سفیدبرزمینه کاشی لاجوردی به این ترتیب ذکرشده است. عمل فقیرحقیرمحتاج به رحمت خدامحمدرضابن استادحسین بنای اصفهانی

  9. آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه‌ی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است.
    «اسکندر مقدونی» در سال ۳۳۱ پیش از زادروز، پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان «گوگامل» (Gaugamele) [پیشتر به اشتباه آن را اربیل (Arbela) می‌خواندند] و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید.

    اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد: بخشی به فرماندهی «پارمن یونوس» از راه جلگه «رامهرمز و بهبهان» به سوی پارسه روان شد و خود اسکندر با سپاهان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه) را در پیش گرفت و در تنگه‌های در بند پارس (برخی آنرا تنگ تک‌آب و گروهی آن را تنگ آری کنونی می‌دانند،) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید

  10. رئیس تیمارستان به یکی از مراقب ها می گوید: «من در این جا از همه راضی هستم، فقط دیوانه ای هست که اصرار دارد من برج ایفل را از او بخرم.»
    مراقب می گوید: «خب، چرا نمی خرید؟»
    رئیس تیمارستان می گوید: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما می خریدم.»

    پدر از پسرش پرسید: امتحان ریاضی امروزت چطور بود؟
    پسر: یکی از جوابهام غلط بود.
    پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
    پسر:پنج تا.
    پدر: این خیلی عالیه، پس بقیه سؤال ها رو درست حل کردی؟
    پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به بقیه نگاه کنم..!!

    معلم: «سعید، توجه کن! پنجاه تومان نخود، سی تومان لوبیا و چهل تومان گوشت خریدیم. جمعشان چقدر می شود؟»
    سعید پس از کمی فکر: «یک کاسه آب گوشت حسابی!»

    روزی افسر پلیس راهنمایی، دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می کنه و اصلاً عین خیالش هم نیست که خلاف می کنه. خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟» راننده در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می داد گفت: «جناب سروان تقصیر من نیست. روی این آدرس نوشته شده : چراغ اول را رد می کنی، چراغ دوم را هم رد می کنی و بعداز چراغ سوم می پیچی دست راست ….!»

    شکارچی اول: خوب، هندوستان که بودی شکار ببر هم رفتی؟
    شکارچی دوم: البته، روزی برای شکار ببر به جنگل رفتم.
    شکارچی اول: شانس هم آوردی؟
    شکارچی دوم: بله، با ببری روبرو نشدم!

    اولی: ببخشید با حرف هایم سرشما را درد آوردم.
    دومی: نه اختیار دارید. من حواسم از همان اول جای دیگر بود!!!

  11. -آن چیست که چه پرباشدوچه خالی وزنش یکی است

    -یک زن وشوهرهفت پسردارندوهرپسریک خواهراین خانواده چندنفرند

    -آن چیست که دررادیو ودریامشترک وهردوآن رادارند

    -آن چیست سفیداست قندنیست ریشه دارد درخت نیست

    -آن چیست سخت است ولی سنگ نیست تخم می گذاردومرغ نیست چهارپا داردوسگ نیست

    -چه پرنده ای است اگرنامش رابرعکس کنیم نام پرنده دیگری می شود

    -آن چیست که باگریستن اسمان اشک آن روان می شود

    -بالای آن جای حساب است،پایین آن بازی تاب است

    -آن کدام گیاه است که اگرنصفش کنی نیم آن لنگ ونیم دیگرش غصه باشد

    -آن چیست به قدر یک گلابی ست.هم سرخ وسفیدوسبزوآبی ست.مه نیست ولی چوماه روشن.بی جان بود وستانداوجان.محفوظ همیشه درحبابی ست

    -آن چیست که پراشک بود دامن او.ازدورچه استخوان نماید تن او.می سوزدومی گویدواین شدفن او.خواهی که شودزده بزن گردن او

    -آن چیست می خوردخون سیاه می رود راه سفید

    -آن چیست اولم هست خانه ومسکن .دومم کشوری ورای ختن.همه ام هست جزوادویه.طبع شدگرم ازان وتنددهن

    -آن چیست من می روم واومی ماند
    -سه دکان تودرتواولی چرم فروش دومی پرده فروش سومی یاقوت فروش

    -آن جیست درختی راکه ایزدآفریده.دوده شاخه بهرش برگزیده.که به هرشاخه ای سی برگ دارد.به هربرگش دودانه میوه دارد

    -آن چیست که همه خورده اندجزحضرت آدم

    -آن چیست که همه می بینندولی خدانمی بیند

    -آن چیست که همه دارندولی اکرم (ص) ندااشت

    -آن چیست که خداوند آن رابه زنان واگذارنکرد

    -آن کدام زمین است که ازاول خلقتش تاکنون فقط یک بارخورشید به آن تابیده

    -آن کدام یکی است که دونمی شود وکدام دوتااست که سه تانمی شود

    -چهارحرف است نام مطلوبی.که تمنای اهل عالم گشت.هست جهانی چنان عجیب.یکی اگرکم کنی بماندهشت

    -آن چیست که مالک ازداشتن ان بی نصیب ومستاجردارا است

    -آن چیست که با یک نجوا می توان شکست

    -آن چیست که دوچشم دارد و وقتی انگشت به چشمانش فرو می کنی گوشهایش تیزمی شود

  12. در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می‌کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد سازش می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و برای پذیرش این پیشنهاد سازش و کوچک‌انگاری ایرانیان پیشنهاد می‌کنند که یکی از پهلوانان ایرانی بر فراز البرز تیری بیندازد و محل فرو افتادن آن تیر، مرز ایران و توران شناخته شود.[نیازمند منبع]
    در ایران کسی جرات این کار را به خود نمی‌دهد. آرش که پیک لشکر ایران بود پیامی را به لشکر توران می‌برد. پادشاه توران برای کوچک‌ شماردن بیشتر ایرانیان خود آرش را برمی‌گزیند و آرش وادار به پذیرش این کار می‌شود.[نیازمند منبع] از آن سو در لشکر ایران همه بر آرش خرده می‌گیرند که چرا این پیشنهاد را پذیرفتی و اینکه این کار باعث ننگ ایران خواهد شد .
    آن گاه آرش بر فراز دماوند می‌رود و تیر را در چله کمان گذاشته و پرتاب می‌کند.*[۱] آرش که همه هستی‌ و توانش را برای پرتاب تیر گذاشته بود، پس از این تیراندازی از خستگی جان می‌دهد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و روانش در تیر دمیده می‌شود. تیر از بامداد تا هنگام غروب خورشید پرواز کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود می‌آید، که آنجا مرز میان ایران و توران خوانده می‌شود.*[۲] بر پایه برخی واگویه‌ها اسفندارمذ تیر و کمانی که به آرش داده بودند و گفته بودند که این تیر بسیار دور خواهد رفت اما هر کس که تیری با آن بیاندازد، جان خواهد داد. با این همه آرش آماده برای از خودگذشتگی بود و آن تیر و کمان را گرفت. [نیازمند منبع]
    بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره های جهان دانسته‌اند[نیازمند منبع]؛ وی در ایران، نماد جانفشانی در راه میهن است

  13. امیر محمد حسین نژاد پسر خوب و عزیزم سالروز تولدت مبارک باشد.یک سبد گل یاس تقدیم تو باد.

  14. محمد مهدی کریمی خواه(خلاق 3)

    سرکارخانم یوسفی
    باسلام
    احتراما”ضمن تشکروقدردانی

    محمدمهدی کریمی خواه

  15. پسران عزیزم سلام امیدوارم این روز های برفی به شما خوش بگذرد.اگر برای برف بازی به بیرون می روید مواظب خودتان باشید که سرما نخورید.اگر آدم برفی درست کردید حتما از ان عکس بگیرید و به کلاس بیاورید و به دوستانتان نشان دهید.
    در این چند روز این تکالیف را مرور کنید
    ۱-هر روز یک دیکته بنویسید.
    ۲-هر روز ۵ تقسیم چند رقمی بر یک رقمی و ۵ ضرب سه رقمی در دو رقمی حل کنید.
    ۳-در مورد بخش آهن ربا مربوط به کتاب علوم تحقیق کنید.
    ۴-دو قسمت از کتاب آدینه را حل کنید.
    ۵-رسم متوازی الا اضلاع و لوزی و مستطیل را در دفتر مشق با استقاده از پرگار و خط کش تمرین کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *