خانه > مقاله > تخیل در کودکان

تخیل در کودکان

تخیل در کودکان
قوه تخیل ذهن بچه ها را باز می کند. شما به عنوان یکی از والدین ممکن است از همه ی مزایای قوه تخیل فعال آگاه نباشید.یک قوه ی تخیل فعال به کودک شما کمک می کند تا:
– باری های تخیلی ، باعث می شود که حس همدلی آن ها نسبت به دیگران شکوفا شود.
– مهارت های اجتماعی اش را افزایش دهد.
همان طور که بازی های یچه گانه نشان می دهد کودکان روابط خانوادگی، دوستانه و همکاری را به نمایش می گذارند. و چیز های بیشتری در مورد اعمال متقابل مردم به یکدیگر می آموزند.
*اعتماد به نفس پیدا می کنند.
کودکان کنترل خیلی کمی بر زندگی خود دارند. تصوّر خود به عنوان یک سازنده ی آسمان خراش یا قهرمانی که از سیاره ی ما دفاع می کند به هر کودکی قدرت می بخشد. در نتیجه کودک از توانایی هایش آگاه می شود و استعدادهایش شکوفا می شود.
*از لحاظ عقلانی سریع تر رشد می یابند.
بهره گیری از قوه تخیل در واقع آغازگر افکار انتزاعی است. کودکانی که می توانند قصر پادشاه را در یک تپه شنی ببینند در واقع در حال تفکر سمبولیک هستند. این مهارت در مدرسه از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا در این مقطع است که کودکان باید اعداد را که سمبل گروهی از موضوعات هستند و حروف را که سمبل اصوات هستند را فرا بگیرند. بهره گیری از قوه ی تخیل در واقع آغازگر افکار انتزاعی است.
*مهارت های زبانی را تمرین کنند.
یچه ها در بازی با دوستانشان گفت و گو های بسیاری می کنند پس در نتیجه این گفتارها دامنه ی لغاتشان گسترش می یابد، در ساختار جملات پیشرفت می کنند و مهارت های ارتباطی شان افزون می گردد.
*بر ترس هایشان غلبه می کنند.
بازی به کودکان کمک می کند که بر ترس ها و نگرانی هایشان غلبه کنند. با بازی در نقش یک هیولای بزرگ و وحشتناک که زیر تخت قایم شده، کودک کنترل بر او را در خود احساس می کند و آن هیولا دیگر در نظرش آنقدرها بد و بزرگ نمی آید.
به منظور پرورش و ارتقای سطح تخیلات کودکان ، هر روز برای آنها کتاب بخوانید، کتاب به کودک این فرصت را می دهد که در خیال خود دنیاهای دیگری را ببیند و دنیاهای جدیدی برای خود خلق کند.

همچنین ببینید

میلاد امام محمد تقی ( ع)

در بغل امشب یکى قرص قمر دارد رضا بر زبان شکر خداى دادگر دارد رضا …

یک نظر

  1. ژول ورن

    معرفی
    ژول ورن در هشتم فوریه ۱۸۲۸ میلادی در یک خانواده مرفه در منطقه فدو از شهر نانت فرانسه به دنیا آمد. به خواست پدرش تحصیلاتش را در رشته حقوق به پایان برد اما ذوق نمایشنامه‌نویسی و رمان‌نویسی او را بر آن داشت که کم‌کم به سوی ادبیات کشیده شود. در ابتدا هرچند موفق نبود، ولی بعد پیشرفت سریعی کرد. «پنج هفته در بالون» او بسیار موفق بود و هواخواهان بسیاری یافت. ناشر آثار او،پیر- ژول -هتزل برای او دوست و مشاور و همراه بسیار خوبی بود از این گذشته، ژول ورن با دقت و نکته بینی به معرفی کشورها می‌پرداخت برای نمونه در بخشی از کتاب فاتح آسمانها به شناساندن ایران نیز می‌پردازد. از کویرلوط و خطه شمال و دریای مازندران سخن به میان می‌آورد و در توصیف آن مکانها از خود مهارت به سزایی نشان می‌دهد. در آغاز آثار ژول ورن تنها در میان کودکان طرفداران و علاقمندانی داشت تا آن که منتقد و نویسنده‌ای به نام مارسل موره (۱۹۶۹-۱۸۸۷) چندین کتاب و رساله درباره ژول ورن نوشت و او را چنان که بود به دنیا معرفی کرد. مارسل موره در دو کتاب: «ژول ورن بسیار شگفت انگیز» (۱۹۶۰) و «اکتشافات ژول ورن» (۱۹۶۳) ژول ورن را به دنیا شناساند و از آن به بعد دوستداران ادب با نظر جدی تری به ژول ورن می‌نگرند. ژول ورن که هفتاد وهفت سال (۱۹۰۵-۱۸۲۹)درین گویال(کره) خاکی زیست،نزدیک به هشتادو داستان داراز وکوتاه وماتیکان(رساله) نوشته ی پژوهشی ونوشتار نوشته است.مانند تاریخ مصر و فرانسه و مستعمره هایش (۱۸۶۸) تاریخ رهنوردیهای بزرگ و رهنوردیهای بزرگ (۱۸۷۸) کریستف کلمب(۱۸۸۳) و افزون بر آن پانزده نمایشنامه نوشته که در آن دوره بروی صحنه رفته است.بااین باز یاد این نغزک(نکته) بایسته است که نام اوری او با سه درازداستان نام آورش پنج هفته در بالن ورهنوردی به میان زمین و از ماه به زمین آغاز شد.او با اینکه در دوران نویسندگانی خوش قریحه و چیره دستی همچون بالزاک دیکنز، تولستوی ، و امیل زولا و ده ها نویسنده نامدار دیگر قرار داشت توانست در این میان جای خود را باز کرده و به شهرت برسد درسال ۱۸۵۲ژول ورن نخستین بزرگ نوشته ی خود رابه نام «مارتین پاز» را که داستانی میژویی (تاریخی) درباره جنگ ها وبرخوردهای هندوها ودورگه های پرونی واسپانیولیست دررشته پخشگریهای دیرینکده ی خانواده ها چاپ کرد.نویسنده ۲۴ ساله فرانسه ای اینک به چنان نام آوری رسیده که در همه ی محفل های ادبی از ذوق وقریحه و پهناوری دانسته های او بویژه در رشته میژوی گیتی شناسی گفتگو میشود.در سال ۱۸۵۳نمایشنامه دیگر ژول ورن در نمایشخانه لیریک با کامیابی فراوانی روبرو میشود.سپسین سال نخستین دراز داستان خود به نام ارباب زاخاری و زمستانی در قطب رپیتوا(جنوب) زا پخش میکند ودرین حال از نوشتن نمایشنامه دست برنمیدارد.در سال ۱۸۵۷ با انباز زیستش که بیوه ایست بیست وشش ساله آشنا میشود کار به عروسی میکشد.در سالهای ۱۸۵۹تا ۱۸۶۱به رهنوردیهای پژوهی خود میپردازد وبه اسکاتلند و نروژ اسکاندیناوی میرود.پس از یازگشت اپرتی را برروی صحنه میبرد.در ۳ اوت ۱۸۶۱ میشل ورن تنها کودک وی به گیتی می آید.در سال ۱۸۶۲با پخشگری به نام هتزل قرارداد فروش نسک نامدار خودپنج هفته در بالن را دستینه(امضا) میکند وهمکاری این دو بیست سال دنباله مس سابد.دلکش اینکه تازه درمی یابد که قریحه او درداستان نویسیست ونخست فرانسه ودر زمانی کوتاه پس از آن گیتی از هستی این نویسنده آفریننده آگاه میشود.هتزل که اینک ستاره ای را یافته به ژول ورن پیشنهاد همکاری با ماهنامه ای زیر نام آموزش وسرگرمیها پخش میشود میدهد او میپذیرد ودر۲۰ مارس۱۶۶۴ سرگذشت های ناوخدا هاتراس را در آن به گونه پانویس پخش میکند وسپس آنرا به نگاره نسک درمی آورد ودر سال ۱۸۶۵رهنوردی به میان زمین وسپس از زمین به ماه رازیر نام خط سیر یکراست در ۹۷تسو(ساعت) و۲۰ریزمار(دقیقه) میپخشد. با این باز نباید فراموشید که روزنامه جدی وپر خواننده ی دبا گفتمانهای پاورقی از زمین به گویال ماه ورهنوردی به دور ماه را چاپ کرده است. فرزندان ناوخدا گرانت(۱۸۶۷) بیسا هزار فرسنگ زیر دریاها(۱۸۶۹) دور گیتی در هشتاد روز(۱۸۷۳) گزیره(جزیزه،آبخَست)[ راز آمیز(۱۸۷۴)میشل استروگف(۱۸۷۶) هندوهای سیاه(۱۸۷۷) ناوخدای پانزده ساله(۱۸۷۸)گرفتاریهای یک چینی در چین در چین پرتوسبز(۱۸۸۲) گرابان سزسخت(۱۸۸۳) شهر عصه در آتش(۱۸۸۴) ماتساس ساندروف(۱۸۸۵) گشاینده(۱۸۸۶) دو سال در تعطیلات(۱۸۸۸) کاخ کارپات(۱۸۹۲) رهنوردی به بیابان رازآمیز وگزیره چرخدار(۱۸۹۵) در برابر درفش(۱۸۹۶) رخدادی در لیوونی(۱۹۰۴) ارباب گیتی(۱۹۰۴) در سال ۱۸۶۶ که ژول ورن به اوج نام آوری وکامیابی خود رسیده بود برای خود یک کشتی گردشی خرید و آن را به نام پسرش سن میشل گذاشتکام ناکام این کشتی گویا برای رهنوردی او ویژگی داشت بااین باز در بن ابن کرجی ماهیگیری دفتر کار مرکز خوانشهای او شمرده میشد وهنگامی که در دریای مانش دریانوردی یا در روی رودخانه سن کشتی میراند، درهمان هنگام به اندیشیدن می پراخت ودستاورد اندیشه های خود را به گونه ی اثرهای جاودانی به روی رُخنَه(کاغذ) می آورد.در سال ۱۸۶۷ به همراه برادرش پل با کشتی نهمار ومجهزی به گریت ایسترن رهسپار آمریکا شد ودر بازگشت شاهکار ارزنده ی خود به نام بیست هزار فرسنگ زیر دریاها را نوشت.در سال ۱۸۷۲به شهر آمین زادبوم همسرش رفت ودر آنجا جای گرفت.دو سال پس از آن یک مهمانخانه خودمانی و این بار یک کرجی گردشی راستین را خرید ونام آنرا سن میشل دویم گذاشت دور گیتی در هشتاد روز را به روی صحنه برد که دوسال با کامیابی بسیار بَشولش (اجرا) آن دنباله می یافت.(۱۸۷۴) ژول ورن در سال ۱۸۷۱ پدر ودر سال ۱۸۸۷ مادر خود را ازدست داد.درسال ۱۸۹۷ برادرش پل رخت به سرزمین دیگر کشید وخود وی در سال ۱۹۰۲ دچار آب سپید(آب مروارید) گردید اگرچه که در سالهای نام آوری وسرافرازی چنین یاد کرده است:«من هیچ گلایه ای از زیستن ندارم کم وبیش هرآنچه را میخواسته ام، بدست آورده ام.» در سال ۱۸۸۶-۱۸۸۷ پس ازیک درام خانوادگی که به تیراندازی برادزاده اش به سوی او انجامید وبا دوگلوله زخمی اش ساخت وهیچکس هم شُوَندش(علت) را ندانست، ژول ورن به دنباله کار خود در شورای شهر آمبین که از چندی پیش به آن سرگرم بود،پرداخت اینجور به نگر میرسد که شخصیت اَواره ای(اداری) ونویسندگی وی ناهمسازی ندارند وبخوبی یکدیگر را می پذیرند.در یال ۱۸۹۲ به خواهرانش مینویسد:پاریس دیگر مرا نخواهد دید.زیست نامه نویسهای ژول ورن او را در سالهای ۱۸۸۴-۱۹۰۵خاموش افسرده وسرخورده گواشیده اند(توصیف) واین برداشت را از یکی از نامه هایی که برای خواهرش فرستاده بدست آورده اند:«هر جور خوشی وشادی برایم برنتافتنی شده وشخصیت ومنش من به هماد(کل) دگریده(تغییر کرده) وکوفت هایی بر من راه یافته که هرگز از آن رهایی نخواهم یافت.» هرچند که با پشتیبان جویی به نوشته های دیگر وارونه ی این دیدمان رفتاری نیز اورده شده است.زیرا او تا ذ واپسین دمی که توانا به گرفتن کِلک بود از تکاپو دست بر نداشت.حتی یک بار در نزد نویسنده ایتالیایی دوامی چیس گفته بود:زمانیکه من کاری ندارم،احساس میکنم که زندگی از هستی ام رخت بر بسته است.ژول ورن در سال ۱۹۰۵ بر اثر بیماری دیابت، بدرود زندگانی گفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *