خانه > مقاله > آشنا نمودن بچه ها با فرهنگ مهدویت

آشنا نمودن بچه ها با فرهنگ مهدویت

درباره آشنایی کودکان با فرهنگ مهدویت و امام زمان (عج) می توان از عواملی که در روانشناسی تربیتی از آن سخن به میان آمده، استفاده کرد. البته با توجه به این نکته که مخاطبان ما در این مورد کودکان و نوجوانان هستند، از این رو شیوه‏ های مورد استفاده باید متناسب با ظرفیت، قابلیت فهم و پذیرش کودکان و نوجوانان باشد. این برنامه‏ ها به صورت برنامه ریزی شده توسط مسئولین نظام اسلامی، در سطح مدرسه و اجتماع و به صورت خودجوش و از سر ایمان و اعتقاد در سطح خانواده باید به اجرا در آیند.

بی تردید نقش والدین و خانواده در تربیت کودکان و نوجوانان نقش بنیادی و مهمی است، زیرا کودکان آینه تمام نمای اعتقادات، باورها، ارزشها، ایمان و تربیت والدین و بزرگترهای خانواده هستند و بر اساس نظام فکری و عملی خانواده تربیت می شوند. بر این اساس یکی از شیوه ‏های مهم نهادینه کردن اندیشه مهدویت، رفتار والدین است، که تأثیر آن بسیار فراتر از گفتار است.

با توجه به اینکه ویژگی انسان منتظر، آمادگی است؛ یعنی نسل منتظر، کودک و نوجوان و جوان باید بداند که در عصر ظهور دارای چه نقشی است و انسان منتظر باید آمادگی کارگزاری حکومت جهانی داشته باشد، پرداختن به آموزه مهدویت در حوزه کودک و نوجوان چه ضرورتی دارد؟

– می توان اعتقادات دینی و پایبندی به مقام ولایت را در کودکان نهادینه کرد. در روایات و سخنان بزرگان بر لزوم توجه به بحث تعلیم و تربیت در حوزه کودک و نوجوان بسیار توجه شده است. به عنوان مثال در روایات است که آموزش و تعلیم در دوران کودکی همچون نوشته بر سنگ است. آموزش مهدویت و مفاهیم دینی در کودکی ماندگاری بیشتری دارد. کودکان و نوجوانا

چه اقشار و نهادهایی در جامعه در شکل‏ گیری شخصیت کودکان و باورهای مهدوی و مذهبی آنها نقش دارند؟

– بی تردید نقش والدین و خانواده در تربیت کودکان و نوجوانان نقش بنیادی و مهمی است، زیرا کودکان آینه تمام نمای اعتقادات، باورها، ارزشها، ایمان و تربیت والدین و بزرگ‏ترهای خانواده هستند و بر اساس نظام فکری و عملی خانواده تربیت می شوند. آنها با آنچه در محیط خانواده می گذرد، انس پیدا می کنند و همین زمینه گرایشهای آنان را فراهم می کند. مقید بودن والدین به انجام آداب دینی و مشاهده محبت و علاقه آنان به اهل بیت (ع) و بویژه مهدی موعود (عج) موجب می شود که کودکان با این نوع اندیشه مأنوس شوند و به مرور زمان با رشد محبت و علایق درونی، زمینه ‏های اعتقاد قلبی و عقلی نیز در آنان پدید آید و والدین بتوانند با رفتار و گفتار خود، فرهنگ انتظار و محبت به اهل بیت را انتقال دهند. مسئولین و نهادهای ذی ربط مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مراکز تربیتی، مؤسسات فرهنگی، مساجد و حسینیه ‏ها همگی باید تلاش کنند ضمن آماده ‏سازی اذهان عموم مردم در باره مهدی موعود (عج)، مفهوم انتظار را مفهومی ضروری و ارزشی قرار دهند و این تنها با یک برنامه ریزی منظم و حساب شده قابل دسترسی و پیگیری است. پس از محیط خانه، محیط مدرسه و اجتماع نیز در شکل ‏گیری شخصیت کودکان و باورهای آنان نقش مهمی دارند.

بسیاری از بچه ها مربیان خود را به عنوان الگو انتخاب می کنند. اگر مربیان و مدیران مدارس دغدغه مهدوی داشته باشند، می توانند نقشی تأثیرگذار در هدایت بچه ها
به سمت این آموزه ایفا کنند. اگر معلمان نسبت به امام مهدی (عج) معرفت داشته باشند و بتوانند این شناخت را به بچه ها القا کنند، می توانند در این عرصه تاثیرگذار باشند. به عنوان مثال قرائت دعای فرج پیش از شروع کلاسهای درسی، پخش صبحگاهی دعای عهد از بلندگوهای مدارس، نصب نوشته های مهدوی در تابلوی اعلانات مدرسه و اشاره به یاد حضرت در سخنرانیهای صبحگاهی و برگزاری جلسات پرسش و پاسخ و رفع شبهات و نشستهای صمیمی مهدوی و وارد کردن مباحث مهدوی در کتب درسی از سوی متولیان تألیف کتب می تواند به ایجاد فضایی مهدوی در مدرسه کمک کند.  در باره نقش جامعه در تربیت مهدوی کودکان نیز می توان گفت که اگر افراد جامعه ای در هر جایگاهی از خود بپرسند که برای مهدوی شدن چه باید بکنند؟ پس از طرح این سئوال در ذهنشان در پی این آموزه می روند و به مرور، روح مهدویت در افراد آن جامعه ایجاد می شود. کودکان و نوجوانان نیز در چنین جامعه ای با همین اقشار، برخورد و تعامل دارند و همه رفتار و سکنات آنها را می بینند و از رفتارها و کردارهای مهدوی مردم، غیر مستقیم تأثیر می پذیرند.

ن مثل زمینهای حاصل خیز، آماده بذرافشانی هستند. اگر بذر مناسب بر آنها پاشیده شود، محصول مفیدی نیز خواهند داشت. اما اگر بذر، علف باشد

نمی توان از آن انتظار برداشت محصول مطلوب داشت. بعضی از محصولات نیز بعد از رویش، نیاز به تکیه گاه دارند. اگر باغبان تکیه گاه کج یا راست برای گیاهش بگذارد گیاه مطابق همان تکیه گاه و بدون توجه به کجی یا راستی آن رشد می کند. در حوزه کودک و نوجوان نیز به همین شکل است. کودکان از اطرافیان خود الگو می گیرند بی آنکه بدانند این الگو گیری صحیح است یا نه. اگر الگوی کودک، مهدی باور و مهدی یاور باشد، کودک نیز از او می آموزد و الگو می گیرد. چاپ و انتشار کتب مخصوص کودکان و نوجوانان، اختصاص بخشی از کتابهای درسی به اهل بیت (ع) و فرهنگ مهدویت، سبب می شود کودکان و نوجوانان از همان آغاز با برخی از مفاهیم مهدویت آشنا شوند. از سوی دیگر، صدا و سیما و مطبوعات می توانند ابعاد زندگانی امام را در قالب داستان، شعر و نمایش و مسابقات مخصوص کودکان آموزش دهند.

اگر معارف اهل بیت (ع) به درستی آموزش داده شود، همگان جذب آنان می شوند، زیرا معارف آنها با فطرت انسان همسویی کامل دارد. امروزه دنیای غرب با توجه به خطری که از اشاعه این مفهوم و قدرت سازندگی آن در نسلهای جوان و نوجوان احساس می کند، تلاش می کند به شیوه‏ های مختلف، چهره مهدی موعود (عج) و وضعیت آخرالزمان را مخدوش و نگران کننده ارائه دهد. در اکثر فیلمهایی که با این هدف ساخته شده، منجی فردی جنایت پیشه، جنگ افروز و مسلح به انواع سلاحهای عجیب و غریب نشان داده می شود که دنیا را زیر و رو کرده و ملتها را در آستانه یک فاجعه فراگیر انسانی قرار می دهد. این نوع تبلیغات منفی که جراید و مجلات و پرده سینماها تا بازیهای کامپیوتری را اشغال کرده، درصدد نابود ساختن فرهنگ مهدویت است. در نتیجه در روزگار ما ضرورت آشناسازی اقشار مختلف جامعه با فرهنگ مهدویت، بیش از پیش احساس شده و وظیفه ‏ای است که در پاسداری از این میراث الهی به عهده نظام اسلامی، نهادهای مسئول و خانواده ‏ها نهاده شده است.

در این میان، آشنا سازی کودکان و نوجوانان با این فرهنگ و اندیشه حائز اهمیت است. متولیانی که در عرصه مهدویت فعالیت می کنند، آموزش مهدویت به اقشار جامعه را باید از سنین کودکی آغاز کنند. دشمنان اسلام با برنامه های مختلف در صدد از بین بردن نام حضرت مهدی (عج) هستند و با ساختن بازیها، کارتونها و فیلمها و مستندهایی هدفدار، یک منجی وارداتی با شاخصه های دلخواهشان در اذهان مخاطبان خود القا می کنند. در مقابل این اقدامات گسترده دشمنان برای خدشه دار کردن مهدویت شیعه، لازم و واجب است که به بحث مهدویت در حوزه کودک بیشتر از پیش توجه شود. در روایات به ضرورت پرداختن به بحث مهدویت نیز به طور کلی بسیار اشاره شده، چنانچه در روایات آمده است که هر کس امام زمان خود را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است. همچنین بحث امامت جزء اصول دین ماست و شناخت امام زمان (عج) جزء واجبات دینی محسوب می شود.

متولیان، مربیان، والدین و همه دست اندر کاران امر کودک و نوجوان باید آگاه باشند که قبل از اینکه دشمن بذر ناصواب در ضمیر کودکان بریزد و با الگویی نامناسب آنها را به انحراف بکشاند به تغذیه معنوی کودکان همت گمارند.

چرا به بحث مهدویت در حوزه کودک آنچنان که بایسته و شایسته است، پرداخته نشده است؟

– با توجه به ضرورتهای پرداختن به بحث مهدویت در حوزه کودک و نوجوان، متأسفانه فعالیت در این حوزه  بسیار ناچیز است و پس از گذشت چندین سال از راه اندازی مراکز مهدوی، چند ماهی است که بخش کودک و نوجوان در مرکز تخصصی آغاز به کار کرده است. در بررسیهای انجام شده در متون درسی نیز متأسفانه اثری از مهدویت به جز چند درس در میان کل متون درسی دیده نمی شود. با توجه به تأثیرگذاری برنامه های صدا و سیما در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان، متأسفانه در برنامه های کودک و نوجوان صدا و سیما نیز بسیار ناچیز به این مهم پرداخته می شود. به عنوان مثال پخش سرود سلام آقای خوبم از برنامه عمو پورنگ یکی از برنامه های تأثیرگذار در این حوزه است که نمونه چنین برنامه هایی را کمتر شاهدیم. اگر به تبیین و ترویج مهدویت از سنین کودکی توجه کنیم کمتر متوجه آسیبها و گرفتاریهای آموزشی در حوزه بزرگسالان می شویم. شاید یکی از دلایل کم توجهی به بحث مهدویت در حوزه کودک، مشکلات آموزش به این قشر خاص است.

کار آموزش و تعلیم و تربیت از مقاطع بالاتر به مقاطع پایین تر دشوارتر می شود. متولیان امر کودک و نوجوان و مباحث مهدویت تا به امروز کمتر به اهمیت و لزوم پرداختن به این حوزه توجه داشته اند و به تبع آن بودجه ای به این امر اختصاص داده نشده و نمی شود و حمایتی صورت نمی گیرد. این کم توجهی موجب شده که فرصت طلایی آموزش از سنین کودکی از دست برود. این در حالی است که کشورهای غربی به شدت به آموزش در حوزه کودکان توجه دارند و در تعلیم و تربیت کودکان از کارشناسان خبره این حوزه بهره می گیرند.

آیا تا به حال متولیان امر تعلیم و تربیت ما به این نکته توجه کرده اند که چگونه می توان ۳۱۳ یار حضرت مهدی (عج)را در ایران تربیت کرد؟ یا خانواده های ایرانی دغدغه تربیت فرزندی مهدی باور و مهدی یاور را دارند؟

متولیان حوزه کودک و نوجوان چه کسانی هستند و چه شاخصه هایی باید داشته باشند؟

– در حوزه تربیت مهدوی کودک و نوجوان باید از خانواده شروع کرد. پدر و مادرانی که می خواهند فرزند مهدوی داشته باشند باید خودشان صالح و منتظر باشند. حتی فرد قبل از تشکیل خانواده و پذیرفتن نقش پدری و مادری، باید باور، ایمان و شناخت مهدوی را در خود تقویت کند و کردار و گفتارش را به شاخصه های مهدوی پیوند بزند. وقتی جریان ازدواج و انتخاب همسر بر اساس شاخصه های مهدوی صورت بگیرد، پایه های خانواده مهدوی شکل می گیرد. در این سیر با مدیریت پدر و معلمی مادر، تربیت مهدوی در خانواده آغاز می شود. نقش پدر در تربیت مهدوی فرزندان بسیار پر رنگ است چرا که پدر علاوه بر نقش مدیریتی، الگوی تأثیرگذارتری برای فرزندان است. پدر باید زندگی مهدوی را با مهندسی خاصی مدیریت کند و مادر در این میان فقط نقش معلمی دارد. پدر و مادر برای ایجاد احساس مذهبی و شناخت مهدوی در کودکان باید از روشهای غیر مستقیم و اثرگذار استفاده کنند.

باید توجه داشته باشیم که آموزش مستقیم مهدویت به کودکان نتیجه مطلوبی در پی ندارد. مثلاً خرید شیرینی از سوی پدر در جشن میلاد حضرت مهدی (عج)، فرستادن صلوات دسته جمعی در خانواده برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت مهدی (عج) و تشویق کودکان به صدقه دادن برای سلامتی حضرت می تواند در القا و ایجاد محبت امام در دل کودکان مؤثر باشد. منظور از مدیریت برنامه های مهدوی در خانواده این است که مراقب باشیم شرکت در برنامه های مهدوی، کودکان را از حد اقل حقوقشان محروم نکند. به عنوان مثال پدری که صبحهای جمعه در مراسم دعای ندبه شرکت می کند، نباید به دلیل خستگی، از حضور در کنار کودکانش و توجه به تفریحات آنها غفلت کند. پدر باید با برنامه ریزی درست از ایجاد احساس نامناسب از شرکتش در دعای ندبه در ذهن کودکانش جلوگیری کند. پدر و مادری که نسبت به تربیت مهدوی فرزندشان دغدغه داشته باشند باید مراقب تغذیه روحی و معنوی کودکشان باشند و برای آن برنامه ریزی کنند، همان طور که برای تغذیه جسمی و سلامت جسمانی آنها برنامه ریزی می کنند.

در آشناسازی کودکان و نوجوانان با فرهنگ مهدویت و انتظار از چه راهکارهایی می توان بهره گرفت؟

– والدین در تربیت مهدوی کودکان باید به نکاتی توجه کنند. بچه ها دوست دارند مورد محبت واقع شوند. در همین راستا پدر و مادر باید فرزندشان را آگاه کنند که پس از خداوند، امام زمانشان بیش از دیگران، انسانها را دوست دارد. اگر این احساس و شناخت را در بچه ها ایجاد کنیم مسلماً آنها امام زمان (عج) را بهترین دوست خود خواهند دانست. والدین باید با زبانی کودکانه به فرزند خود تفهیم کنند که آن کسی که همه جا با توست، اوست و آن که صدای او را در همه حالت می شنود و یاری اش می کند، امام زمان (عج) است. اگر کودک یا نوجوان به این درک رسید که امام همه جا دوستدار و حامی اوست بر اساس فطرتش که دوست دارد مورد محبت قرار بگیرد، به امام نزدیک می شود و با آن حضرت ارتباط بر قرار می کند. بعد از برقراری پیوند بین کودک با امامش لازم است از ثواب و فضیلت این ارتباط برای کودکان با آنها سخن گفته شود.

کودکی که بداند دوست داشتن و منتظر آن حضرت بودن ثواب شهادت در رکاب آن حضرت و فضیلتهای بسیاری دارد، پیوند و محبت امام در درونش راحت تر نهادینه می شود. در باره فریادرسی و گره گشایی حضرت داستانهای بسیاری همچون شفای کودکان از سوی حضرت و تشرفات مستندی نقل شده که طرح آنها از سوی والدین برای بچه ها می تواند در برقراری یا استحکام پیوند با امام تأثیرگذار باشد. والدین باید بعد از هدایت فرزندشان در مسیر مهدویت، کارهای مهدوی آنها را تشویق کنند. به عنوان مثال اگر کودکی نقاشی مهدوی کشید یا خط خوشی در باره امام زمان (عج) نوشت یا سرود و شعری مهدوی خواند، به آن اهمیت بدهیم و تشویق کنیم. وقتی کودکی ببیند والدینش برای اموری اهمیت قائل هستند ناخودآگاه آن را الگو قرار می دهد و برای آن امور ارزش قائل می شود. یکی از شیوه‏های کاربردی آموزش و تربیت، الگودهی است، زیرا الگوگرایی و قهرمان سازی از ویژگیهای همه انسانهاست.

این خصیصه در کودکان و جوانان بسیار قوی و پر رنگ است، از این رو کودکان و نوجوانان در پی الگوها بوده و از رفتار و گفتار آنان پیروی می کنند. اگر مربیان و مسئولین امر تربیت بتوانند در الگو دهی موفق شوند به اهداف تعلیم و تربیت در این باره دست یافته‏ اند. برای آشنایی کودکان با اندیشه مهدویت، باید هم امام زمان (عج) را معرفی کرد و هم به ترسیم سیمای حکومت آرمانی او پرداخت. بهتر است سیمای حکومت امام زمان (عج) در قالب داستان، شعر و تصویر بیان شود و به کودکان فهمانده شود در حکومت جهانی حضرت، عدالت و امنیت به گونه‏ ای برقرار می شود که گویا گرگ در کنار گوسفند زندگی می کند.

از سوی دیگر در حکومت حضرت، ظلم و ستم از بین رفته و انسانهای فقیر و مستضعف وجود ندارند، علم و صنعت پیشرفت کرده و رهبر حکومت، کودکان را دوست می دارد. او با خوشحالی مردم، خوشحال و با ناراحتی آنها ناراحت می شود. در معرفی حکومت امام زمان (عج) باید از بیان قیام و جنگهای حضرت با مخالفان به طور مشروح پرهیز شود، زیرا کودکان قدرت تحلیل این گونه مطالب را ندارند و تفکر خشونت و جنگ در ضمیر ناخودآگاه آنان تأثیرات نامطلوبی می گذارد.

البته با کنایه و غیر مستقیم و با نهایت ظرافت و دقت می توان از ستمکاری حکومتهای جائر پیش از ظهور امام زمان (عج)سخن گفت تا کودکان با مقایسه اجمالی حکومت امام با حکومتهای ستمگر پیش از ظهور، جذب حکومت حضرت شوند. تعظیم و تکریم اهل بیت (ع) بویژه امام زمان (عج) از روشهای دیگر است. احترام گذاردن به خاندان پیامبر به عنوان مثال نام ائمه (ع) را با احترام یاد کردن؛ همراه اسمشان سلام و صلوات فرستادن؛ به احترام امام زمان (عج) برخاستن؛ روز میلاد ائمه و بخصوص نیمه شعبان را جشن گرفتن و پخش شکلات و شیرینی سبب می شود که کودکان در درون خود نسبت به این خاندان احساس حرمت و بزرگی کنند.

بردن کودکان به زیارتگاههای اهل بیت (ع) مانند بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) و مسجد جمکران در شکل‏ گیری باور آنان به اهل بیت بسیار تأثیر گذار است. بیان فضایل و فرهنگ اهل بیت (ع) یکی از راهکارهای کاربردی آشنایی کودکان با اندیشه مهدویت، بیان و شناساندن فضایل و فرهنگ اهل بیت بویژه امام زمان (عج) است. یکی از راهکارهای مهم دیگر برگزاری مجالس مذهبی و شرکت دادن کودکان در آنهاست. به همراه بردن کودکان در مراسم جشن ولادت امام زمان (ع) و دیگر مناسبتهای مذهبی که مورد علاقه کودکان است، برای پرورش عواطف دینی کودکان بسیار مفید است. البته باید دقت کرد که شرکت در این گونه مجالس فراتر از طاقت و حوصله آنان نباشد.

شرکت دادن کودکان در اردوهایی که با نام و یاد امام زمان (عج)برگزار می شود نیز یکی از شیوه‏ های مفید در تقویت اندیشه مهدویت است. تشویق و ترغیب ‏نیز یکی از شیوه‏های مهم تربیتی است. تشویق وسیله‏ ای برای ایجاد شوق و انگیزه و رغبت به کارهای نیک است.

اگر کودکان بعد از انجام کاری شایسته مورد تشویق قرار گیرند، شیرینی تشویق در خاطره آنها باقی می ماند و انگیزه ‏شان در تکرار آن عمل قویتر می شود. به عنوان مثال زمانی که کودک در جشن میلاد امام زمان (ع) شرکت کرد یا در مسابقه ‏ای در باره اندیشه مهدویت برنده شد، باید مورد تشویق قرار گیرد. تشویق، روح او را تقویت کرده و احساس رضایت و خشنودی از انجام کار در او به وجود می آورد. همین احساس خشنودی، کودک را به تکرار آن عمل پسندیده دعوت می کند. متأسفانه امروزه برخی به القای شبهه پرداخته و باورهای دینی همگان و باتبع آن کودکان را تضعیف می کنند. علاوه بر ساخت فیلمها و تبلیغات نظام یافته دنیای غرب، در داخل کشور نیز افراط و تفریطهایی در تعریف و تفسیر اندیشه مهدویت صورت می گیرد که موجب تضعیف باور مهدویت می شود. کودکان که تجربه و دانش نداشته و احساسات آنها بر اندیشه و عقل حکومت می کند، زودتر تحت تأثیر این نوع آسیبها قرارمی گیرند. بر این اساس یکی از شیوه‏ های مفید تقویت و حفظ اندیشه مهدویت، شبهه زدایی است. البته شبهه زدایی باید با میزان معلومات، احساسات و عواطف کودکان همسویی داشته باشد؛ زیرا شبهه زدایی برای کودکان با شبهه زدایی برای دیگر اقشار جامعه تفاوت دارد.

چه اقشار و نهادهایی در جامعه در شکل‏ گیری شخصیت کودکان و باورهای مهدوی و مذهبی آنها نقش دارند؟

– بی تردید نقش والدین و خانواده در تربیت کودکان و نوجوانان نقش بنیادی و مهمی است، زیرا کودکان آینه تمام نمای اعتقادات، باورها، ارزشها، ایمان و تربیت والدین و بزرگ‏ترهای خانواده هستند و بر اساس نظام فکری و عملی خانواده تربیت می شوند. آنها با آنچه در محیط خانواده می گذرد، انس پیدا می کنند و همین زمینه گرایشهای آنان را فراهم می کند. مقید بودن والدین به انجام آداب دینی و مشاهده محبت و علاقه آنان به اهل بیت (ع) و بویژه مهدی موعود (عج) موجب می شود که کودکان با این نوع اندیشه مأنوس شوند و به مرور زمان با رشد محبت و علایق درونی، زمینه ‏های اعتقاد قلبی و عقلی نیز در آنان پدید آید و والدین بتوانند با رفتار و گفتار خود، فرهنگ انتظار و محبت به اهل بیت را انتقال دهند. مسئولین و نهادهای ذی ربط مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مراکز تربیتی، مؤسسات فرهنگی، مساجد و حسینیه ‏ها همگی باید تلاش کنند ضمن آماده ‏سازی اذهان عموم مردم در باره مهدی موعود (عج)، مفهوم انتظار را مفهومی ضروری و ارزشی قرار دهند و این تنها با یک برنامه ریزی منظم و حساب شده قابل دسترسی و پیگیری است. پس از محیط خانه، محیط مدرسه و اجتماع نیز در شکل ‏گیری شخصیت کودکان و باورهای آنان نقش مهمی دارند.

بسیاری از بچه ها مربیان خود را به عنوان الگو انتخاب می کنند. اگر مربیان و مدیران مدارس دغدغه مهدوی داشته باشند، می توانند نقشی تأثیرگذار در هدایت بچه ها
به سمت این آموزه ایفا کنند. اگر معلمان نسبت به امام مهدی (عج) معرفت داشته باشند و بتوانند این شناخت را به بچه ها القا کنند، می توانند در این عرصه تاثیرگذار باشند. به عنوان مثال قرائت دعای فرج پیش از شروع کلاسهای درسی، پخش صبحگاهی دعای عهد از بلندگوهای مدارس، نصب نوشته های مهدوی در تابلوی اعلانات مدرسه و اشاره به یاد حضرت در سخنرانیهای صبحگاهی و برگزاری جلسات پرسش و پاسخ و رفع شبهات و نشستهای صمیمی مهدوی و وارد کردن مباحث مهدوی در کتب درسی از سوی متولیان تألیف کتب می تواند به ایجاد فضایی مهدوی در مدرسه کمک کند.  در باره نقش جامعه در تربیت مهدوی کودکان نیز می توان گفت که اگر افراد جامعه ای در هر جایگاهی از خود بپرسند که برای مهدوی شدن چه باید بکنند؟ پس از طرح این سئوال در ذهنشان در پی این آموزه می روند و به مرور، روح مهدویت در افراد آن جامعه ایجاد می شود. کودکان و نوجوانان نیز در چنین جامعه ای با همین اقشار، برخورد و تعامل دارند و همه رفتار و سکنات آنها را می بینند و از رفتارها و کردارهای مهدوی مردم، غیر مستقیم تأثیر می پذیرند.

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

التماس دعا

همچنین ببینید

دروغگویی در کودکان

ضرورت پرورش اخلاقی کودکان از دید اسلام/ حدیث پیامبر(ص) درباره اخلاق : پدران و مادرانی …

یک نظر

  1. با سلام مطالبتون عالی بود بنده جهت آن را کپی کردم با تشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *