خانه > مقاله > شیوه های برخورد و آموزش به دانش آموزان با اختلالات رفتاری- عاطفی

شیوه های برخورد و آموزش به دانش آموزان با اختلالات رفتاری- عاطفی

درس دادن در مدارس امروزی کاری بس دشوار است. دانش آموزان کلاس ها را اشخاص بسیار متنوعی تشکیل می دهند. با این حال همه دانش آموزان لازم است احساس ایمنی و امنیت کنند تا بتوانند مطالب درسی را به راحتی فرابگیرند. برخی از دانش آموزان از خود رفتارهایی بروز می دهند که به توجه آموزگار نیاز دارد و ممکن است به راحتی زمان و انرژی آموزگار را به خود اختصاص دهد. این دسته از دانش آموزان، افرادی هستند که با اختلالات رفتاری- عاطفی روبه رو هستند و می توانند کاسه صبر و شکیبایی حتی بهترین آموزگاران را نیز لبریز کنند. طبیعتاً آموزگاران در برخورد با این دانش آموزان ممکن است دچار استرس شوند و ناخودآگاه نتوانند همه صلاحیت های خود را در کلاس نشان دهند.
مفهوم اختلال رفتاری- عاطفی به معنای آن است که دانش آموز نتواند در مدرسه با توجه به هنجارهای قوی یا فرهنگی رفتاری را به نمایش بگذارد و در نتیجه بر عملکرد آموزشی او تاثیر نامطلوب می گذارد. دانش آموزانی که با اختلال رفتاری- عاطفی روبه رو هستند مشکلاتی را برای دوستان، والدین و آموزگاران ایجاد می کنند.

اختلالات شدید رفتاری- عاطفی این دانش آموزان شامل موارد ذیل است.
– ناتوانی در یادگیری که نتوان آن را با عوامل عقلی، احساسی یا سلامت مرتبط دانست.
– رفتارهای نامناسب در شرایط عادی
– روحیه ادامه دار افسردگی
– ابراز نشانه های ترس در ارتباط با مسائل شخصی با مدرسه.
اختلالات عاطفی- رفتاری ممکن است با سایر ناتوانی ها همراه باشد. این اختلالات ممکن است با اختلالات اسکیزوفرنی، اختلالات عاطفی و اختلال اضطراب نیز همراه باشند. معمولاً دانش آموزانی که با اختلالات عاطفی- رفتاری روبه رو هستند از ویژگی های مشترکی برخوردارند. از جمله اینها می توان به کمبود توجه، عدم موفقیت در مدرسه، مهارت های اجتماعی ضعیف، پرخاشگری، اضطراب، گوشه گیری و افسردگی اشاره کرد.

کمبود توجه

اغلب اوقات دانش آموزانی که اختلالات رفتاری- عاطفی را به نمایش می گذارند با ویژگی هایی مانند حواس پرتی، فعالیت بیش از اندازه یا تکانشی بودن توصیف می شوند. بسیاری از این دانش آموزان نمی توانند به سخنان آموزگار سر کلاس گوش بدهند و به آن توجه لازم داشته باشند. آنها به سرعت به این نتیجه می رسند که نمی توانند با آموزگارشان و نیز دوستان شان کنار بیایند و علتش این است که نمی توانند به صحبت های آموزگار توجه کنند و به راحتی حواس سایر دانش آموزانی را که در کنار آنها نشسته اند نیز پرت می کنند. دانش آموزانی که با کاستی شدید توجه روبه رو هستند، ممکن است رفتارهای عجیب و غریبی را به نمایش بگذارند و واکنش منفی آموزگاران و هم شاگردی هایشان را به دنبال داشته باشند. این دانش آموزان ممکن است میان حرف دیگران بپرند یا دائماً سوال کنند، از سر جایشان بلند شوند یا زیاد حرف بزنند یا ممکن است در خیال فرو بروند و انگیزه یی برای انجام تکالیف مدرسه نداشته باشند. از جمله بارزترین نمودهایناکامی در مدرسه کاستی توجه می توان به جنب وجوش بیش از اندازه و پس از آن به بی توجهی اشاره کرد

پرخاشگری

زمانی که ناکامی تحصیلی با رفتارهای ضداجتماعی و پرخاشگرانه پی درپی همراه باشد، امکان موفقیت در سال های بعدی به شدت کم می شود. متاسفانه دانش آموزانی که با اختلالات رفتاری- عاطفی مواجه هستند اغلب این طرز رفتار را به نمایش می گذارند. طبق تحقیقات، پرخاشگری در پسرها سه برابر بیشتر از دخترهاست. بسیاری از پسرهایی که در کودکی پرخاشگری می کنند و به دوستان شان زور می گویند، در خطر آن هستند که در بلوغ و بزرگی به پرخاشگری خود ادامه دهند و مخاطراتی برای خود ایجاد کنند. کودکان ضداجتماعی از سوی دوستان هم سال و نرمال پذیرفته نمی شوند و به احتمال زیاد تا کلاس های چهارم و پنجم برای خود دوستانی مشابه خودشان پیدا می کنند. کودکانی که از اوایل سال های زندگی در منزل بدرفتاری و پرخاشگری می کنند، ممکن است از ناحیه پدر و مادرشان مجازات شوند. این مجازات شدن در شرایطی صورت می گیرد که پدر و مادر به علل اصلی رفتار نابهنجار فرزندشان توجه نمی کنند و این بچه ها در این شرایط به تدریج رفتارهای ضداجتماعی شان را افزایش می دهند. افسردگی

اگرچه افسردگی در دوران کودکی و نوجوانی تنها در زمان های اخیر مورد توجه قرار گرفته و افسردگی دوران کودکی به خوبی تعریف نشده است، اما تخمین زده می شود ۶۰ درصد جمعیت کودکان در برنامه های تحصیلی ویژه ممکن است سوای ناراحتی های دیگر، افسردگی هایی را به نمایش بگذارند که در این میان دخترها بیش از پسرها در معرض افسردگی قرار می گیرند. افسردگی ممکن است با کمی عزت نفس، کمی مهارت های اجتماعی و حل مساله، ناتوانی در تنظیم رفتار شخصی برای برخورد با استرس، افکار منفی و نیز درماندگی فراگرفته شده همراه باشد. صاحب نظران معتقدند مسائل تحصیلی و افسردگی روی هم تاثیر می گذارند و دانش آموزان را گرفتار یک چرخه معیوب می کنند. به عبارت دیگر وقتی دانش آموز در تحصیل موفق نمی شود، اعتماد به نفس خود را از دست می دهد، خود را دانش آموزی ناشایست ارزیابی می کند و در نتیجه بیشتر افسرده می شود.
گاه دانش آموز به این نتیجه می رسد که خصوصیات شخص اوست که اجازه نمی دهد در کار درس به موفقیت برسد. به طور کلی بسیاری از تغییرات اجتماعی دانش آموز را در معرض اختلالات رفتاری- عاطفی قرار می دهند که از آن جمله می توان به زندگی در شرایط فقر، زندگی با ناپدری یا نامادری، کودکان بی خانمان و کودکانی که در معرض مواد مخدر و دوستان ناباب قرار می گیرند، اشاره کرد. سال هاست که آموزگاران و سایر دست اندرکاران امور آموزشی – تربیتی، والدین را مسبب مشکلات رفتاری و اجتماعی- عاطفی فرزندان شان ارزیابی کرده اند. سرپرستی و نظارت آسان گیر یا معیارهای تربیتی و نظم آموزی تند و شدید از سوی پدر و مادر می تواند منجر به رفتارهای ضداجتماعی در کودکان و نوجوانان شود. این نوع تربیت وقتی ادامه دار می شود مشکلات حادتری را ایجاد می کند. از سوی دیگر حتی بهترین والدین هم ممکن است دارای اولادی باشند که به لحاظ رفتاری- عاطفی با اختلال مواجه است و برای آنها و سایر افراد خانواده ایجاد استرس شدید می کند.

محیط آموزشی و کودکان دارای اختلالات عاطفی- رفتاری

آموزگاران نیز مانند والدین سطح تحمل شان فردی و شخصی است. آنان هم هر کدام مشرب و سطح مهارت خودشان را در اداره رفتارهای دشوار دارند و مانند والدین توقعات و باورهای متفاوتی درباره متناسب بودن رفتار دانش آموز دارند. آ نان نیز از طبقات و اقوام مختلف اجتماعی هستند که هر کدام باورهای خاص خود را دارند. اما واقعیت این است که اگرچه آموزگاران نمی توانند شرایط حاکم بر خانه دانش آموزان یا جامعه را کنترل کنند، اما می توانند رفتارهای مناسب را در طول روز که دانش آموز در مدرسه است به او آموزش بدهند. آموزگارانی که نسبت به نیازهای بچه ها حساس هستند، آموزگارانی که معیارهای واقع بینانه برای رفتار و عملکرد دانش آموزان در نظر می گیرند و آموزگارانی که برنامه ریزی درسی درست دارند و به رفتارهای خوب و درست دانش آموز پاداش می دهند، به احتمال بیشتری با دانش آموزان تبادل های مثبت و معنی دار پیدا می کنند.
آموزگاران در کلاس های درس تاثیر تعیین کننده یی بر زندگی دانش آموزان به خصوص دانش آموزان دچار اختلال دارند. رفتار آموزگار می تواند باعث بی علاقگی، رخوت، ناراحتی و نومیدی دانش آموز شود یا بالعکس باعث علاقه، کنجکاوی، یادگیری و احساس تعلق و رضایت وی شود.
آموزگارانی که با دانش آموزان با اختلال عاطفی- رفتاری روبه رو هستند، باید محیط یادگیری مثبتی را برای آنان تدارک ببینند. از سوی دیگر آموزگاران این کلاس ها باید صبر و شکیبایی فراوان داشته باشند. شما در نقش یک آموزگار به خصوص آموزگاری که با دانش آموزی سروکار دارید که با این اختلالات مواجه است، باید قبل از هر کار به باور شخصی خودتان از این رفتارها مراجعه کنید، باید مشخص سازید از دانش آموزان تان چه انتظاراتی دارید، تا چه حد می توانید تحمل کنید و اینکه آیا باورها و تعصبات اجتماعی شما سببی نبوده اند که در مقایسه با دیگران این رفتارها را تندتر ارزیابی کنید.
باید به شیوه ها و راهبردهایی مجهز شوید تا نیازهای اجتماعی- عاطفی دانش آموزان تان را برطرف سازید. جان کلام آنکه باید درباره رفتار دانش آموزان فلسفه یی از آن خود داشته باشید و از این فلسفه برای اتخاذ تصمیمات مدبرانه در کلاس استفاده کنید.

دانش آموزانی که با اختلالات رفتاری- عاطفی روبه رو هستند معمولاً در مدرسه و در کار درس و مشق در مقایسه با سایر دوستان شان ضعیف ظاهر می شوند. بررسی ها نشان می دهد تنها معدودی از دانش آموزانی که با اختلالات رفتاری مواجه هستند در تحصیل موفقند و اغلب در مقایسه با سایر دانش آموزان در امتحانات نمرات کمتری می گیرند. آنان از دوستان و همسن و سالان شان در مدرسه و دبیرستان ضعیف تر ظاهر می شوند و این امر باعث می شود اعتماد به نفس شان خدشه دار شود و عزت نفس نیابند.

همچنین ببینید

یادگیری باتاییدیونسکو

موفقیت نوعی توانایی است که راه رسیدن به هدف را برای ما آسان می کند. …

یک نظر

  1. سلام و خسته نباشید وتشکر
    واقعا ممنون خیلی کمک کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *